عبد الحي حبيبى
135
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
هالهء شمشير من هرات و جروم « 1 » را فراگرفته . * در غرج « 2 » و باميان و تخارنام مرا براى درمان دردها ذكر ميكنند ، در روم روشناسم - پهلوانترى از من نيست . * * * تيرهاى من بر مرومى بارد ، و دشمن از من مىهراسد ، * بر سواحل هريو الرود « 3 » ميروم و پيادگان از پيشم ميگريزند ، دلاوران از من ميلرزند - پهلوانترى ازمن نيست . * * * ز رنج را به سرخرويى شمشير فتح كردم ، * دودمان سور را به سردارى و بادارى رسانيدم ، كاكازادگان خود را بلند بردم - پهلوانترى از من نيست . * * * بر مردم خود مهربانى و روادارى دارم ؛ * با اطمينان ايشان را مىپرورانم ، و همواره نشو و نما مىدهم - پهلوانترى از من نيست . * * * حكم من بدون درنگ بر كوهسار بلند روانست ، * گيتى از ان منست ، ستايندگان بر منابر نام مرا مىبرند ، در روزها - شبها - ماهها - سالها - پهلوانترى از من نيست » * * * شيخ كتمه از تاريخ سورى نقل كند كه امير كرور مرد عادل و ضابط و داراى اشعار خوبى بود ، گاه گاهى شعر
--> ( 1 ) - جروم جمع جرم معرب گرم بمعنى گرمسير است - اراضى جنوب افغانستان . ( 2 ) - غرج معرب غرو غرجستان معرب غرستان است در شمال غربى غور . ( 3 ) - هريو الرود همين هريرود كنونيست ازين معربات اثر زبان تازى بر گويندهء حماسه پديد مىآيد .